الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
45
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلا يَمْلِكُونَ لأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَلا نَفْعاً : « آنها جز خدا معبودهايى براى خود انتخاب كردند ، معبودهايى كه هيچ چيز را نمىآفرينند ، بلكه خودشان مخلوقند ، و صاحب اختيار سود و زيانى در باره خويش نيستند » ( تا چه رسد به ديگران ) . اين عقيده يك نفر مسلمان است كه هيچكس را ذاتا خالق و رازق و مالك سود و زيان ، جز خدا نمىداند ، و به همين دليل اگر از ديگرى چيزى مىخواهد با توجه به اين حقيقت است كه او آنچه دارد از ناحيه خدا است ( دقت كنيد ) . و از اينجا روشن مىشود آنهايى كه اين گونه آيات را دستاويز براى نفى هر گونه توسل جستن به پيامبران و امامان قرار دادهاند و آن را يك نوع شرك پنداشتهاند ، اشتباهشان از اينجا سرچشمه گرفته كه تصور كردهاند توسل به پيامبر و امام مفهومش آن است كه او را در برابر خداوند مستقل بدانيم و مالك سود و زيان . اما اگر كسى با اين عقيده كه پيامبر و امام از خود چيزى ندارند و هر چه بخواهند از خدا مىخواهند ، به آنان توسل جويد ، يا از آنها شفاعتى بخواهد عين توحيد و عين اخلاص است ، و همان چيزى است كه قرآن با جمله « * ( إِلَّا ما شاءَ اللَّه ) * » در آيه فوق به آن اشاره كرده و همان چيزى است كه با جمله « إِلَّا بِإِذْنِه » در آية « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَه إِلَّا بِإِذْنِه » به آن اشاره شده است . بنا بر اين دو گروه در باره توسل جستن در اشتباهند ، آنها كه براى پيامبر و امام قدرتى با لذات و دستگاهى مستقل در مقابل خدا قائلند كه اين يك نوع شرك و بت پرستى است ، و آنها كه قدرت بالغير را از آنها نفى مىكنند كه اين نيز يك نوع انحراف از مفاد صريح آيات قرآن است ، راه حق اين است كه آنها به فرمان خدا نزد او شفاعت مىكنند و حل مشكل توسلجوينده را از او مىخواهند . پس از بيان اين موضوع ، اشاره به مساله مهم ديگرى مىكند كه مورد